4-1 جنایت های سازمان یافته91
5-1فرسایش حاکمیت های ملی95
6-1 چشم‏انداز امنیت در خاورمیانه102
7-1 آینده تحولات سیاسی و تاثیر آن در عدم شکل گیری رژیمی پایدار در برابر تسلیحات108
2-2 چالش های عمده امنیتی در خاورمیانه:115
2-3 گسترش سلاح های کشتارجمعی در خاورمیانه118
2-4 پرستیژ و جایگاه بهتر در منطقه و جهان119
5-4 سلاح های کشتار جمعی و شکل گیری رژیم منطقه ای عدم امنیت119
1-5 خاورمیانه و منطقه عاری از سلاح هسته­ای127
جمع بندی:129
فصل پنجم …………..……………………..…………………………………………………………………………………………….131
تحلیل و نتیجه‌گیری نهایی…………………………………………………………………………………………. 131
مقدمه:132
گفتار اول – مدل و مبانی نظری رژیم های کنترل تسلیحات135
1-1 ساختار مفهومی کنترل تسلیحات135
2-1- الزامات نظری در شکلگیری رژیم های بینالمللی امنیتی منطقهای136
الف- منطق و اصول زیربنایی شکلگیری رژیم کنترل تسلیحات136
شکل گیری رژیم امنیتی140
الف. مرحله اول:140
ب.مرحله دوم:140
ج. مرحله سوم:141
ب- نظریه بازی ها و موضوع دستیابی به ثبات استراتژیک141
ج- ثبات استراتژیک و همکاری143
گفتار دوم – خاورمیانه و رژیم کنترل تسلیحات144
2-1.متغیرهای تأثیرگذار بر شکل گیری رژیم کنترل تسلیحات در خاورمیانه145
نتیجه گیری159
فصل اول
کلیات
1-1 طرح مسئله1
یکی از مهمترین موضوعات استراتژیک در عرصه روابط بین المللی کشورها و حوزه امنیت بین الملل، موضوع کنترل تسلیحات و خلع سلاح است. تصور رایج و ابتدایی این است که حذف ابزارهای درگیری و تعارض و یا کنترل آنها می‌تواند سبب ساز حذف جنگ و برخورد بین کشورها در نتیجه افزایش سطح همکاری ها و صلح پایدار شود.
به طور کلی با پیدایش سلاح های هسته ای و کاربرد آنها در برخی از مناطق جهان، تلاش برای ایجاد رژیم های امنیتی درحوزه تسلیحات به ویژه تسلیحات کشتار جمعی شدت بیشتری یافت. معاهده منع جامع آزمایش های هسته ای(1963) و در نهایت معاهده عدم اشاعه سلاح های هسته ای2 در سال 1968 از جمله مهمترین تلاش‌های جهانی بوده است. با گسترش سلاح های هسته ای و ناموفق بودن کشورها در مهار گسترش آنها در سطح جهانی، تلاش ها درعرصه بین الملل به گستره محدودتری از کنترل تسلیحات معطوف شد. در این میان کنترل تسلیحات در سطح منطقه ای و تلاش برای شکل دادن به رژیم های منطقه ای کنترل تسلیحات، در دستور کار برخی از مناطق جهان قرار گرفت تا از این طریق از گسترش سلاح های هسته ای یا دیگر سلاح های کشتار جمعی جلوگیری شود و نقطه ای از صلح و ثبات دست یافت. از این رو برخی از پیمان‌های منطقه ای شکل گرفت و مفهومی با عنوان مناطق عاری از سلاح های هسته ای3 به عرصه روابط بین الملل اضافه شد.
در مورد خاورمیانه نیز مسئله کنترل و ایجاد منطقه عاری از سلاح های هسته ای در کنفرانس بازنگری در ان. پی. تی در سال 1995مطرح شد و در قعطنامه 19 دسامبر 2003 مجمع عمومی (A/RES/58/68) نیز بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت. با این وجود در عرصه عمل، شکل گیری و یا تکامل رژیم های امنیتی به ویژه در حوزه کنترل تسلیحات با ناکارآمدی رو به رو بوده و این موضوع به ویژه در حوزه منطقه ای خاورمیانه به صورت بسیار جدی تر مطرح است.
حادثه 11 سپتامبر نظریات بازدارندگی را به شدت متحول ساخته و این نظریات در راستای عملیاتی شدن سلاح های هسته ای متمرکز شده است. به علت پیشرفت تکنولوژی، ماهیت تسلیحات هم دگرگون شده است؛ به عنوان مثال آمریکا به استراتژی انقلاب در امور نظامی4 روی آورده است.
فرانسوی‌های به نسل سومی از سلاح های هسته ای روی آورده اند و انگلیسی ها نیز به طور کلی سیستم‌های هسته ای خود را دگرگون کرده اند. با اینحال روس ها هم اعلام کرده اند که به نسل جدیدی از سلاح های هسته ای که در دنیا وجود ندارد، دسترسی پیدا کرده اند. به همین دلیل ماهیت بازدارندگی نیز به موازات گسترش کیفی این تسلیحات دگرگون شده است. بازدارندگی متعارف در دنیا کارائی خود را از دست داده است. خاورمیانه تنش زاترین بخش منطقه است و اختلافات گوناگونی بین کشورهای این منطقه وجود دارد. به صورت عرفی بیشترین خرید تسلیحات متعارف را کشورهای این منطقه داشته اند از جمله کشورهای عربی که از آمریکا در سال های اخیر خرید سلاح کرده اند.
تا قبل از جنگ جهانی دوم، در متون مربوط به روابط بین‌المللی و نظریه‌های استراتژیک، اصطلاح بازدارندگی به چشم نمی خورد. گو اینکه از نیمه دوم قرن نوزدهم به بعد نظریه پردازان حقوقی عموماً تنبیه و مجازات را به عنوان وسیله ای برای بازدارندگی سایرین از دست زدن به رفتارهای جنایی توجیه کرده بود. به گفته برنارد برودی با پیدایش سلاح های هسته ای این اصطلاح نه تنها توجه خاصی را به سمت خود جلب کرد، بلکه مفهوم متمایزی به خود گرفت. (لطفیان، 1376، 201)
تأمین امنیت از طریق بازدارندگی متعارف با خرید تسلیحات از طرف کشورهای منطقه خاورمیانه دیگر کارایی نداشته و به دنبال ابزار قوی تری هستندکه بازار بازدارندگی هسته ای می‌باشد. در خاورمیانه، آمریکا با مشکل و معمای همیشگی روبروست. به دلیل وجود ارتباطات نزدیک بین ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، آمریکا نمی تواند تسلیحات نظامی به بسیاری از کشورهای خاورمیانه بفروشد زیرا سیاست های کنگره آمریکا مانع از این امر می‌شود که تسلیحات آمریکائی به کشوری که فعالانه با اسرائیل به دشمنی برخاسته عرضه شود و امنیت اسرائیل را به خطر بیندازد. عدم وجود امنیت در خاورمیانه باعث شده است که هرکشوری برای تأمین امنیت خود، اقدام به انبار تسلیحات متعارف نماید که این امر ناخواسته بازار خوبی را برای کشورهای تولید کنده تسلیحات مثل فرانسه، آلمان، ایتالیا و انگلیس فراهم نموده است. دراین میان برخی به بررسی وضعیت سلاح های مذکور در خاورمیانه و انگیزه‌های و عوامل بازدارنده در دستیابی به چنین سلاح هایی پرداخته اند . (لطفیان، 1376، 182)درمجموع و با نگاهی به ادبیات موجود در حوزه مذکور، این واقعیت نمایان می‌شود که اصولا به این موضوع توجه نشده است که شکل گیری رژیم های امنیتی و به ویژه کنترل تسلیحات درخاورمیانه مبتنی بر واقعیت‌های سیستمی است که این واقعیت ها ممکن است وجود نداشته باشد؛ لذا به نظرمی رسد پرداختن به متغیرهای بنیادین و اساسی در شکل گیری و طراحی رژیم های کنترل تسلیحات در سطح سیستمی به ویژه سیستم‌های منطقه ای به عنوان یک ضرورت علمی مطرح باشد. اهمیت این موضوع زمانی دو چندان خواهد شد که در برخی از مناطق مانند خاورمیانه در حالی که گسترش نامتقارن چنین سلاح هایی در حال وقوع است، موضوع شکل دادن به رژیم های کنترل و خلع سلاح اتمی نیز مطرح می‌شود.
در راستای پژوهش این پرسش اسای مطرح می‌شود که علل عدم شکل گیری رژیم کنترل تسلیحات منطقه ای در خاورمیانه از سال 2001 تا کنون چه بوده است؟
1-2 علت انتخاب موضوع و اهمیت تحقیق:
بیش از یک قرن است که منطقه خاورمیانه صحنه مبارزات و بحران های گوناگونی است که تاکنون به یک نتیجه منطقی که بتوان امنیت را در این منطقه فراهم نمود، نرسیده است. بحران کوزوو، افغانستان و عراق کارآیی بازدارندگی سلاح های هسته ای را نشان داد. در سرآغاز هزاره سوم، خاورمیانه همچنان بین‌المللی ترین منطقه دنیاست. بررسی تحولات امنیتی در خاورمیانه، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تغییر نظام امنیت بین الملل، از جمله موضوعات مهمی به شمار می‌رود که از وجوه و ابعاد مختلفی در ارتباط با منافع ملی ایران برخوردار است.
میزان تسلیحات و تأسیسات نظامی کشورهای خاورمیانه در مقایسه با جمعیت و درآمد سرانه مردم منطقه، در دنیا بی نظیر است. به عبارت دیگر سرانه هزینه نظامی در خاورمیانه بالاترین مقام را در دنیا دارد. فکر ایجاد مناطق عاری از سلاح هسته ای از سال ها پیش به عنوان یک برنامه میان مدت درجهت نیل به خلع سلاح کامل هسته ای مطرح شد. تلاش و اقدام برای محدودسازی و شاید نابودسازی سلاح های کشتار جمعی در خاورمیانه، علاقه بسیاری را به خود جلب کرده است. وقوع چندین جنگ در دهه‌های اخیر در این منطقه (جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران 1980-1988، جنگ در خلیج فارس پس از اشغال کویت از سوی عراق1991، حمله نظامی ایالات متحده آمریکا و متحدانش در ماس 2003 به عراق و جنگ های میان اعراب و اسراییل)، به علاوه تضاد ایدئولوژیک بین برخی از کشورهای عربی و جمهوری اسلامی ایران، که در نتیجۀ تحرکات سیاسی غرب علی الخصوص آمریکا ، به عدم همگرایی سیاسی در منطقه منجر شده، وجود سلاح هسته ای در اسرائیل و در آخر دوگانگی برخورد غرب در مواجهه با برنامه هسته ایران، همگی نشان از تنش زا بودن این منطقه دارد.
در منطقه خاورمیانه پس از فروپاشی شوروی و جنگ سرد بویژه پس از 11 سپتامبر مسابقه تسلیحاتی متعارف به پایان رسیده است و مسابقه سلاح های کشتار جمعی آغاز شده است. زیرا سلاح های هسته ای تاکتیکی صرفاً در اختیار قدرت های هسته ای می‌باشند. از این رو برای سلاح های هسته ای و قدرت تخریبی زیاد آنها و مطالعه اطلاعات در زمینه تکنولوژی هسته ای و نیز مسئله امنیتی تسلیحات هسته ای و کاربرد آن در زمان بحران و هشدار جدی این قبیل تسلیحات برای بقای بشر و کنترل تسلیحات این پژوهش از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند. با توجه به این مسئله ضرورت تبیین یک رژیم منطقه ای احساس می‌گردد و خلاء این مقوله در خاورمیانه مسئله اساسی و قابل بررسی می‌باشد. اصولاً کنترل تسلیحات و طراحی رژیم های امنیتی جهانی و منطقه ای، به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات حوزه مطالعات استراتژیک مطرح است. در این راستا در سیاست بین الملل و مطالعات خاورمیانه، پرسش‌های متعددی از جمله موانع شکل گیری چنین رژیم هایی مطرح است.
1-3 پیشینه تحقیق:
اکبر مهدی زاده در مقاله ای با عنوان ” بررسی سیاست خارجی و رفتار عربستان در قبال جنگ ایران و عراق” معتقد است ایران و عربستان دو قدرت و بازیگر اصلی در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس محسوب می شوند که تعاملات و قواعد رفتاری حاکم در میان آنها در تعیین روندهای سیاسی نظامی، اقتصادی و اجتماعی حاکم در منطقه تأثیرات درخور توجهی دارد. تأملی در مناسبات دو کشور با یکدیگر در گذشته نشان می دهد هر زمان که صلح، آرامش و همکاری در روابط آنها حاکم بوده است، منطقه نیز ثبات و امنیت داشته، اما با آغاز تنش و بی ثباتی بین این دو، منطقه نیز به بی ثباتی دچار شده است.
دکتر منوچهر محمدی و دکتر حمید مولانا در کتاب “سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دولت احمدی‌نژاد” به بررسی سیاست خارجی کشورمان پرداخته اند. این نظریه پردازن اعتقاد دارند مطالعه و بررسی سیاست خارجی کشورها به واقع می تواند دریچه ای برای درک و آگاهی نوع تغییرات، دگرگونی ها و پدیده هایی باشد که در سطح بین المللی در حال شکل گیری می باشد. بر این اساس این گونه بررسی همچنین فرصت مناسبی است که چشم انداز سیاست خارجی یک کشور مورد ارزیابی قرار گرفته و چالشها و فرصتهای آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. بر این اساس اهداف سیاست خارجی کشورمان در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد نه تنها متاثر از محیط داخلی نظیر فرهنگ، تاریخ و نظام سیاسی و اقتصادی کشور می باشد، بلکه تحت تاثیر عوامل خارجی نیز قرار دارد. حمید مولانا با برشمردن برخی از اهداف عمومی سیاست خارجی کشور، معتقد است دولت برای تحقق آنها از ابزار و حربه های گوناگونی نظیر دیپلماسی، اقتصاد، فرهنگ و ایدئولوژی و یا نظامی استفاده می کند.
روح الله رمضانی نیز در کتاب “چارچوبی تحلیلی برای بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران” سعی در تحلیل فرآیند سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و رابطه با کشورهای همجوار و قدرتهای بزرگ در سالهای اخیر نموده است. بر اساس همین منطق روح الله رمضانی با این استدلال که هیچ یک از نظریه های رایج وغالب در روابط بین الملل قادر نیستند سیاست خارجی کشور های در حال توسعه از جمله ایران را تحلیل کند، به پردازش چارچوب تحلیلی تلفیقی مبادرت کرده است. مدل تعامل سه جانبه پویای رمضانی بر پایه پیوند متقابل تحولات داخلی،سیاست خارجی و نظام بین الملل استوار است. این الگوی سه وجهی تعاملی رابطه تعاملی بین این سه محور یعنی پیوند سیاست خارجی و داخلی،نفوذ نظام بین الملل بر این کشور ها و تاثیر تحولات داخلی آنها بر نظام بین المللی و همچنین تعامل ساختار و کارگزار در شکل دهی به سیاست خارجی را ملحوظ می دارد. مفهوم تعاملات رمضانی همانگونه که خود نیز بیان می دارد، با مفهوم پیوستگی های ملی- بین المللی جیمز روزنا که از بالاترین درجه اهمیت در بررسی سیاست خارجی کشور های در حال توسعه از جمله ایران بر خوردار است،شباهت کلی دارد. بنابر این چارچوب مفهومی مبتنی بر تلفیق بین سطوح جیمز روزنا،علی رغم کاستی ها و نارسائیهای احتمالی، قابلیت تحلیلی وقدرت تبیین بیشتری برای تجزیه وتحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی دارد. از منظر این رویکرد نظری،سیاست خارجی همچون یک متغیر وابسته معلول برآیند پنج دسته از منابع می باشد که این منابع عبارتند از:1) فردی،2) نقش 3)حکومتی و بورکراتیک،4) اجتماعی یا ملی و5) بین المللی یا سیستمیک است. هر یک از این منابع خود متغیر های متعدد ومختلفی را در بر می گیرد.
دکتر محمود واعظی در مقاله ای با عنوان “اروپا و مسئله امنیت در خاورمیانه” که در سال 1385 نوشته شده است بر این عقیده است که نقش امنیتی اروپا در خاورمیانه در سالهای پیش رو کلیدی تر خواهد شد. از منظر ایشان گسترش نقش و تأثیرگذاری اتحادیه اروپا به عنوان یکی از قدرتمندترین بلوک‌های سیاسی و اقتصادی جهان در موضوعات مختلف بین‌المللی طی چند سال اخیر قابل توجه و تأمل است. اتحادیه اروپا که با پیوستن اعضای جدید هم اینک با 25 کشور از گستره و توانایی مناسبی برخوردار شده است، با تکمیل فرآیند عضویت چند کشور دیگر ظرف چند سال آینده می‌تواند با بازبینی نقش و جایگاه خود در عرصه مناسبات جهانی، وارد مرحله تازه‌ای از حیات سیاسی خود شود. مجموعه تحولات دهه‌های اخیر در خاورمیانه این منطقه را به عنوان یکی از کلیدی‌ترین و حساس‌ترین حوزه ژئوپولیتیک جهان مطرح کرده است. رخدادهای سال‌های گذشته در این منطقه به ویژه پس از تحولات اخیر جنگ بین حزب‌ا… و اسرائیل، موجب توجه بیشتر برخی از قدرت‌های اروپایی و حضور نیروهای چند ملیتی حفظ صلح (UNIFIL) با محوریت نیروهای اروپایی در مرز بین‌ اسرائیل و لبنان شد. استمرار مناقشه فلسطینی – اسرائیلی، سیاست‌های اسرائیل در منطقه، تشدید بحران در عراق و نیز موضوع برنامه‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران و ترتیبات امنیتی منطقه خلیج فارس از جمله موضوعات مهم بین‌المللی است که در صورتی که اروپا بخواهد در آینده نظام بین‌الملل جایگاه مناسبی کسب کند، نمی‌تواند نسبت به آنها بی‌اعتنا باشد.
محسن مرادی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در پایان نامه ای با عنوان “طرح خاورمیانه بزرگ و تاثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران” که در سال 1390 نگاشته شده است معتقد است که امریکا پس از جنگ سرد با بحران معنا روبرو شد و دلتمردان این کشور در دوران بوش پدر و کلینتون در حالت بحران عملیاتی بسر می برد در پی آن بودند تا به نحوی بتوانند استراتژی خود را بر دستیابی آینده مشخص کنند ، دوستان و دشمنان خود را تعریف نمایند . تا اینکه حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001 به عنوان یک نقطه در نظام بین الملل و سیاست خارجی امریکا به وقوع پیوست . این حادثه با خلق ” دشمن جدید به نام تروریسم ” زمینه ای را برای بهره برداری امریکا از آن ، برای حل مشکلات خود در نظام بین الملل فراهم ساخت . نکته قابل توجه اینکه اگر در دوران جنگ سرد شوروی و اقمار آن به عنوان دشمن به سیاست خارجی امریکا جهت می دادند ، این بار ” خاورمیان ” این نقش را ایفاد کرد . و از آنجایی که این منطقه همواره با لحاظ استرات‍یکی و ‍ژنواستراتژیکی برای قدرتهای جهانی حائز اهمیت بوده است دولت امریکا نیز به منظور سیطره بر این منظقه حوادث 11 سپتامبر را به اسلام گرایان گروه القاعده نسبت داد و از این طریق بین ” اسلام گرایی و تروریسم ” پیوند ایجاد کرد و به مقابله با بنیاد گرایی اسلامی جنبه جهانی بخشید . در حالی که دوران جنگ سرد امریکا نسبت به مسائل داخلی کشورها توجه کمتری داشت و صرفاً به دنبال ثبات در منطقه از طریق ایجاد دوستی بین دولتهای منطقه ای بود ( با حفظ منافع امریکا ). ثبات منطقه بر اشاعه دمکراسی غربی ترجیح داده می شد اما در شرایط جدید دولتمردان نو محافظه کار ایالت متحده امریکا در صدد تغییر ساختار نظام موجود در منطقه خاورمیانه برآمدند و با دست زدن به یک بی ثباتی کوتاه مدت طرح ” خاورمیانه بزرگ ” با هدف ایجاد بسترهای سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی مناسب با اهداف و منافع ایالت متحده را در منطقه تدوین و ارائه کردند. از اهداف دیگر طرح مذکور برتری دادن به اسرائیل نسبت به کشورهای منطقه و تامین امنیت برای بقاء اسرائیل و تثبیت هژمونی ایالت متحده در سطح منطقه است طرح خاورمیانه بزرگ امریکا شباهت زیادی به طرح خاورمیانه جدید شیمون پرز دارد که با هدف تصرف از نیل تا فرات برای تحقق آرمانهای صهیونیزم مطرح شده بود . در روشهای اجرایی طراح خاورمیانه بزرگ ،‌امریکا اصلاحاتی در ساختار سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشورهای منطقه در راس برنامه های خود قرار می دهد و در صدد رویارویی و مقابله با تهدایدات نامتقارن فراروی خود بر می آید و در نتیجه نبرد با تروریسم و ریشه های آن یعنی رادیکالیسم اسلامی ، سلاحهای کشتار جمعی و مبارزه با دولتهایی که از ناهنجارها و ارزشهای امریکایی پیروی نمی کنند به عنوان مهمترین و اساسی ترین اهداف این طرح قرار می گیرد که در راس این کشورها جمهوری اسلامی ایران قرار دارد . حضور در افغانستان ؛ عراق و تحریمهای سیاسی اقتصادی و …. ایران نیز از جمله راهبردهای تحقق طرح خاورمیانه بزرگ می باشد . گسترش همکاریهای ناتو در منطقه ( عراق – اسرائیل – ترکیه – اردن ) . در راستای تضعیف محور کشورهای ایران – سوریه – حزب الله لبنان انجام می پذیرد. از نتایج طرح خاورمیانه بزرگ بی ثباتی حاصل از ایجاد دموکراسی برون زای امریکایی در کشورهای منطقه است که باعث می شود تا امریکا به سیاست حضور مستقیم خود در منطقه گسترش بخشد . طرح خاورمیانه بزرگ با استقرار یک نظم لیبرالی در ابعاد سیاسی ،‌ اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی در ساختار دولتهای منطقه تغییراتی را ایجاد می کند و بخصوص در تمام ابعاد ، امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را تهدید می نماید .
امین پرتو و مصطفی کریمی در مقاله ای با عنوان “تاثیر انقلاب و ناآرامی در کشورهای عربی بر امنیت اسرائیل: نظرگاهی درونی” که در مجله مطالعات راهبردی در سال 1391 به چاپ رسیده است، به تشریح تاثیر ژئوپلیتیک خاورمیانه بر امینت اسرائیل بعد از وقوع نا آرامی در کشورهای عربی می پردازند. آنان معتقدند در سال های نخست شکل گیری رژیم غاصب اسرائیل، سیاست گذاران آن می پنداشتند وقوع انقلاب و ناآرامی در کشورهای عربی، سبب بهره مندی بیشتر اسرائیل از امنیت خواهد گردید. آنها گمان می کردند حکومت های دموکراتیک عربی، دشمنی با اسرائیل و حمایت از آرمان فلسطین را از دستور کار خود خارج می کنند، اما اکنون و در مواجهه با انقلاب های عربی، اسرائیل امنیت خود را با چالشی اساسی رویارو می بیند. نه تنها امکان روی کارآمدن دولت های اسلام گرا یا الگوگیری مردم اسرائیل از بهار عربی، بلکه بروز وضعیت دولت گسسته، خطر جدی تری برای امنیت اسرائیل شده است.
دکتر نبی الله ابراهیمی در مقاله ای با عنوان “گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏شدن امنیت خاورمیانه” که در سال 1389 در فصلنامه مطالعات راهبردی به چاپ رسیده به بررسی تأثیر گفتمان سلفی در جهان اسلام بر جهانی‏شدن امنیت خارمیانه پرداخته است. این پژوهش، طبق رویکرد بابی سعید به مسئله اسلام سیاسی، این مقوله را با پوشش گفتمانی مطالعه می‏کند. اسلام سلفی به مثابه گفتمان، با موضع رادیکال خود در مقابل گفتمان سکولار غرب، تاحد زیادی باعث دل‏مشغولی جامعه بین‏المللی شده است. گفتمان مذکور، به دلیل به چالش کشیدن نظم بین‏المللی غربی و ارجاع به دال اسلامی- هویتی خویش، به یکی از مدلولات جهانی‏‏شدن امنیت تبدیل شده و موجب ورود «اسلام سلفی» به سرفصل‏های مطالعات امنیت بین‏الملل شده است. فرضیه این پژوهش اینگونه صورت‏بندی می‏شود که «به دلیل خاستگاه گفتمان اسلام سلفی در خاورمیانه، امنیت این منطقه، در پرتو گسترش آن گفتمان به سایر نقاط جهان، جهانی شده است». با جهانی‏شدن امنیت، گفتمان‌هائی چون اسلام سلفی، با ورود به دنیای مجازی، دال امنیتی خود را بیشتر به رخ می‌کشند. جایی که میان اسلام سلفی و جهانی‏شدن تطابق حاصل شود، شاهد گستردگی و اشاعه هستی‌شناسی عدم امنیت غربی خواهیم بود.
1-4 سوال‌های تحقیق:
سئوال اصلی:
دلایل عدم شکل گیری کنترل تسلیحاتی منطقه ای در خاورمیانه از سال 2001 تا کنون چیست؟
سئوالات فرعی:
1-آیا کشورهای منطقه خاورمیانه نسبت به اجرای معاهدات کنترل تسلیحاتی پایبند و معتقد هستند؟
2-آیا معاهدات کنترل تسلیحاتی منطقه خاورمیانه بازدارندگی و امنیت کشورهای منطقه خاورمیانه را تامین می کند؟
3-آیا معاهدات کنترل تسلیحاتی منطقه خاورمیانه نیازهای دیپلماسی سیاسی منطقه را تامین می کند؟
4-آیا رویکردهای قدرت های بزرگ تاثیری در شکل گیری کنترل تسلیحاتی منطقه خاورمیانه دارند؟
5-آیا پیمان تسلیحات هسته ای کشورهای منطقه با عملکرد واقعی آنان در حوزه کنترل تسلیحاتی مطابقت دارد؟
6-آیا عدم خلع سلاح هسته ای اسرائیل تاثیری در شکل گیری رژیم تسلیحات منطقه ای دارد؟
7-آیا میزان توسعه یافتگی کشورهای منطقه خاورمیانه در اجرای تعهدات کنترل تسلیحاتی اثر گذار است؟
1-5 فرضیه ها :
1.بین سیاست های کشورهای منطقه خاورمیانه و اجرای معاهدات کنترل تسلیحاتی آنان رابطه معنی داری وجود دارد؟
2.بین مفاد معاهدات کنترل تسلیحاتی کشورهای منطقه خاورمیانه و شکل گیری امنیت کشورها و بازدارندگی رابطه معنی داری وجود دارد.
3.بین مفاد معاهدات کنترل تسلیحاتی کشورهای منطقه خاورمیانه و نیازهای سیاسی آنان رابطه معنی داری وجود دارد.
4.بین سیاست های قدرت های بزرگ و شکل گیری رژیم کنترل تسلیحاتی در منطقه رابطه معنی داری وجود دارد.
5.بین تعهدات تسلیحات هسته ای کشور های منطقه خاورمیانه با عملکرد واقعی آنان در این حوزه رابطه معنی داری وجود دارد؟
6.بین عدم خلع سلاح هسته ای اسرائیل و شکل گیری رژیم تسلیحاتی منطقه رابطه معنی داری وجود دارد؟
7.بین توسعه یافتگی کشورهای منطقه خاورمیانه و اجرای معاهدات کنترل تسلیحاتی منطقه رابطه معنی داری وجود دارد.
1-6 متغیرها :
متغیر مستقل: فقدان همسویی سیاسی- امنیتی دولت های خاورمیانه، سیاست های قدرت های بزرگ ، خلع سلاح هسته ای اسرائیل ، توسعه یافتگی ، برنامه های واقعی کشورهای منطقه ، سیاست های دولت های منطقه.
متغیر وابسته:عدم شکل گیری رژیم کنترل تسلیحات منطقه ای
1-7 تعریف مفاهیم
بازدارندگی5: بازدارندگی یکی از موضوعات روابط بین الملل می‌باشد که در هر دو حوزه ای استراتژی و دیپلماسی کاربرد دارد. بازدارندگی عبارت است از اقدام یا مجموعه ای از اقدامات که برای پیشی جستن از اقدامات خصمانه ی دشمن صورت می‌گیرد. تئوری بازدارندگی یعنی کوشش یکی برای اعمال نفوذ در دیگری تا او را از اقدام به عملی که متضمن خسارت یا هزینه ای برای اولی است باز دارد. (رئیس زاده، 1378، 380)
این دیدگاه با تأکید بر اصالت قدرت در روابط انسان ها، مسلح بودن را عامل آرامش و برقراری صلح می‌داند. در طول دورانی که ایالات متحده، سلاح اتمی را در انحصار خود داشت، هیچ نظریه ی استراتژیک منظمی در مورد بازدارندگی وجود نداشت، قبل از آن به پیشنهاد “جورج کنان” اندیشمند روابط بین الملل، سیاست تحدید یا سد نفوذ پدید آمد، در واقع، کنان نه بر ابزارهای سد نفوذ تأکید و نه آنها را رد می‌کرد، بلکه اعتقاد داشت که این ابزارها در کنار اهرم‌های سیاسی و اقتصادی موجود، بخشی از ابزارهای دیپلماتیک را تشکیل می‌دهد. (نقیب زاده، 1369، 131)
رژیم های بین المللی6: مجموعه ای از اصول، قواعد صریح، هنجارها و رویه‌های تصمیم گیری می‌باشند که به واسطه آنها توقعات بازیگران پیرامون موضوعات خاص تلاقی نموده و خواسته‌های بازیگران برآورده می‌شود. شاید بتوان اولین تعریف از رژیم های بین‌المللی را به جان راگ جی دانست. وی که در سال 1975 مفهوم رژیم های بین‌المللی را وارد ادبیات سیاسی بین‌المللی کرد، تعریفی به شرح زیر از رژیم ها ارائه داد: «مجموعه انتظارات متقابل، قواعد و مقررات، برنامه ها، انرژی های سازمانی و تعهدات مالی را که توسط گروهی از دولت ها پذیرفته شده اند رژیم های بین‌المللی گویند» (keoheane.1984,54) در مقابل، ارنست هس رژیم ها را ترتیباتی جهت حل اختلافات می‌داند. وی معتقد است که رژیم های بین‌المللی ترتیباتی ساخته دست بشرند که جهت کنترل واداره کردن اختلافات در یک محیط متقابلاً وابسته به کار می‌روند. چرا در محیطی متقابلاً وابسته؟ به دلیل اینکه در وابستگی متقابل توانایی بازیگران مربوطه جهت تأثیرگذاری بر یکدیگر افزایش می‌یابد.. به عبارت دیگر، هس معتقد است که یک رژیم شامل مجموعه ای از رویه ها، مقررات و هنجارهای منسجم متقابل است. (hass, 1985,26)
«دونالد چوچالا» و «ریموند هاپکینز» معتقدند که در هر موضوع روابط بین الملل، یک رژیم وجود دارد. هرگاه نظم و قاعده ای را دررفتاری مشاهده شود، باید یک سری اصول، هناجارها یا دستورات وجود داشته باشد که آن را توضیح دهد وتفسیر کند. (Stephen, 1987,493)
دکترین استراتژیک7: مجموعه ای از باورها، ارزش ها و احکام عملی که به نحو قابل ملاحظه ای عملکرد مقامات رسمی را در زمینه تحقیق و توسعه و استراتژیک، گزینش تسلیحات، نیروها، برنامه‌های عملیاتی، کنترل تسلیحات وغیره هدایت می‌کند.
خلع سلاح8: به معنی مطلق کلمه عبارت اند از کاهش یا نابودی تسلیحاتی در سطح بین‌المللی بدون در نظرگرفتن ماهیت و کیفیت سلاح است. خلع سلاح یعنی کاهش تسلیحات دولت ها چه از نظر کمیت و چه از لحاظ قدرت آتش آن ها. بسته به این که اگر کاهش محدود باشد یا گسترده، سخن از خلع سلاح کامل و یا خلع سلاح جزئی به میان می‌آید. با پیشرفت تسلیحات، تخمین و برآورد سطح و کیفیت تسلیحات، موضوعی کاملاً پیچیده شده، به طوری که در درجه تأثیر یا دقت سلاح ها از یک سو و مقاومت و توان آن ها در خنثی کردن اقدام‌های متقابل الکترونیکی از سوی دیگر، بر پیچیدگی آن افزوده است. امروزه مذاکرات در زمینه کندسازی آهنگ پیشرفت‌های فنی و تکنیکی ابزارهای جنگی و نیز به اجرا گذاردن آنها پیش از مذاکره در زمینه کاهش وضعیت کنونی تسلیحاتی، دارای اهمیت می‌باشد. در معنای دقیق تر، خلع سلاح به تخریب ذخایر موجود تسلیحات گفته می‌شود، و نه اقدام هایی که تنها به محدود نمودن و یا ممنوعیت کاربرد آن سلاح ها، رضایت می‌دهد. خلع سلاح حقیقی، پرهیز و اعراض عمومی و همگانی ایجاد می‌کند، که این امر، جز با کنوانسیون های جهان شمول با ویژگی‌های پیش گیری کننده و قوی محقق نمی گردد. (مختاری، 1378، 554)
کنترل تسلیحات9: اقداماتی که به طور یکجانبه یا بر پایه موافقت نامه هایی در میان کشروها صورت می‌گیرد تا خطر جنگ بوسیله تدابیری همچون کاهش بخشی از سلاح ها، ترتیبات امنیتی برای اجتناب از جنگ هسته ای و تثبیت سقف نیروها کاهش یابد. دیپلماسی کنترل تسلیحات از ابزارهایی می‌باشد که می‌تواند به مناسبات کشورها چارچوب بخشد و هدایت و راهبری آن را در مسیری هماهنگ قرار دهد. در این راستا مناسبات دفاعی و امنیتی از جمله حوزه هایی است که تحت عنوان دیپلماسی دفاعی شکل گرفته است. (بلوچی، 1382، 12)
1-8 روش تحقیق:

روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و بر مبنای بررسی ارتباط علت و معلولی می‌باشد. روش گردآوری اطلاعات به صورت فیش برداری و کتابخانه ای است.
1-9 موانع و محدودیت‌های تحقیق:
با توجه به مقتضیات موضوعی رساله حاضر و حساسیتی که جامعه جهانی و آمریکا و همچنین قدرت های بزرگ نسبت به این موضوع دارند؛ کشورهای منطقه برنامه‌های هسته ای خودشان را حتی المقدور به صورت مستتر انجام می‌دهند. به دلیل عدم شفافیت راهبردی و نیز عدم همسویی کشورهای منطقه خاورمیانه در جهت ایجاد یک رژیم منطقه ای کنترل تسلیحات، این هدف به دشواری قابل دستیابی خواهد بود. از این رو یکی از مشکلات تحقیق حاضر، دسترسی به منابع متعدد است که در عمل، عملیاتی نمودن داده‌های رساله را با مشکلاتی مواجه می‌کند.
فصل دوم
بازدارندگی و ابعاد آن
مقدمه:
دراین فصل می‌خواهیم بازدارندگی را از ابعاد مختلف بررسی کنیم ابتدا بحث‌های مفهومی و ادبیات موجود در این حیطه را شرح می‌دهیم سپس به مکاتب مختلف در روابط بین الملل راجع به امنیت و بازدارندگی خواهیم پرداخت وانواع بازدارندگی و تعریف مفهومی و لغوی آن بحث می‌شود و انگیزه ای که کشورها را وا می‌دارد تا به دنبال سلاح های هسته ای بروند و اینکه این قبیل تسلیحات بالاخره اشاعه پیدا خواهند کرد و استدلال نوشته حاضر آن است که سلاح های هسته ای بازدارندگی ایجاد کرده اند و خواهند کرد.
دستیابی به سلاح های هسته ای دو بعد امنیت را در بر می‌گیرد: یکی امنیت داخلی است که مربوط به امور ملی و انسجام ملی را شامل می‌شود. و دیگری امنیت خارجی است که بازدارندگی در سطح نظام بین الملل بوجود می‌آورد و باعث تعویض طبقه می‌گردد. که این هم باعث اسنجام ملی می‌شود.
از زمان ساخت بمب‌های هسته ای، نظم هسته ای مبتنی بر تابوی هسته ای یا عدم بکارگیری سلاح های هسته ای در عمل بود. منطق اصلی نظام هسته ای مزبور استفاده از سلاح های هسته ای به عنوان ابزاری برای بازدارندگی و نه استفاده عملی باشد. بیشتر هدف این است که دشمن با دیدن توانایی هسته ای فکر هرگونه حمله هسته ای را از سر خود بیرون کند ویقین نماید که در صورت حمله هسته ای علیه یک دولت هسته ای، خود نیز نابود خواهد شد. یعنی اصل عقلانیت سنگ بنای بازدارندگی محسوب می‌شود و دارنده سلاح هسته ای بیشتر نگران بقای خویش است.
طبق تعریف بازدارندگی عبارت است از اقدام یا مجموعه ای از اقدامات که برای پیشگیری اقدام خصمانه دشمن صورت می‌گیرد. از فردای جنگ جهانی دوم، با اختراع بمب و توسعه سلاح های اتمی صحبت بر سر این بود که مبحث بازدارندگی باید به صورت دکترینی سیاسی با ضمانت اجرایی در آید. بر این اساس، دکترین بازدارندگی که روی تعادل و توازن اتمی بین دو ابرقدرت بود، طرح ریزی شد. به دنبال ممانعت از جنگ بود، آنهم به این دلیل که جنگ اتمی پیروز نداشت.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در حالی که تا آن زمان، تمام نظریه‌های نظامی اساساً بر پایه پیروزی در جنگ استوار بود. بر اساس این تعاریف کلاسیک، نظریه بازدارندگی عبارت است از کوشش یکی برای اعمال نفوذ در دیگری تا او را از اقدام به عمل، که متضمن خسارت یا هزینه ای برای اولی است، باز دارد.
این نظریه براساس تهدید بنا شده است و هدف آن باز داشتن بازیگر از بازی اش بر اساس ایجاد ترس است. در حقیقت، نظریه بازدارندگی بر این باور است که در شرایطی که هزینه پیش بینی شده برای یک تجاوز نظامی از منافع مورد نظر بیشتر باشد، تصمیم گیرندگان از توسل به جنگ خودداری می‌کنند.
به عبارت بهتر تا هنگامی که طرف مقابل قدرت وارد کردن ضربه را پس از دریافت ضربه نخست دارد، هیچ ابرقدرتی ریسک آغاز جنگ اتمی را نمی پذیرد. در واقع ضربه نخست نمی تواند مانع از ضربه حریف باشد. بر این اساس دکترین بازدارندگی بر پایه قانون «تخریب تضمینی دو جانبه»10 برنامه ریزی شده است. طبق این قانون انهدام، ویرانی و تخریب طرفین تضمین شده و صددرصد است. معمولاً، در بازدارندگی، عمل عمل متقابل یا تلافی جویانه نقش اساسی دارد. به عبارت دیگر، بازدارندگی درصدد است تا با افزایش هزینه بر محاسبات استراتژیک رقیب تأثیر بگذارد. این تأثیر باید به گونه ای باشد که اگر دشمن جنگ را آغاز کند، باید بهای بسیار سنگینی برای آن بپردازد.
باری بوزان در تشریح منطق بازدارندگی با این پرسش آغاز می‌ کند که چه عاملی عدم اقدام کشوری در مقابل کشور دیگر می‌شود؟ او می‌گوید: دو عامل کلیدی در اینجا مطرح می‌شود واژۀ «تهدید» و «محاسبه» می‌باشد. تهدید (الف) در مقابل تعمیم به اقدام از سوی (ب) موجب می‌شود تا وی پس از محاسبه هزینه‌های حمله به (ب) از شروع به حمله خودداری ورزد.
مروری بر ادبیات بازدارندگی:
درخصوص مسابقات تسلیحاتی متعارف تاکنون آثار زیادی انتشار یافته ولی در رابطه با مسابقات تسلیحات کشتار جمعی و سلاح های هسته ای تاکنون کتاب و مقالات مهمی انتشار نیافته است. این بدان مفهوم نیست کشورهای منطقه درصدد دستیابی به این گونه سالح ها نبودند، بلکه این برنامه ها بسیار محرمانه و سرّی انجام می‌گیرد.
از طرف دیگر تلاش برای دستیابی به بازدارندگی هسته ای ابتدا در چارچوب «اصل شفافیت»11 و به صورت صلح آمیز اجرا می‌شود.
تردیدی نیست که پس از دستیابی به دانش صلح آمیز هسته ای، امکان دستیابی به برنامه‌های هسته ای غیر صلح آمیز بسیار سهل و آسان می‌باشد. اکنون نیز تلاش دارندگان سلاح های هسته ای بر این است که در همان ابتدا دانش هسته ای به کشورها ارائه نشود. به همین جهت آثار و مقالاتی که در این باب به چاپ رسیده اجمالا بررسی می‌شود.
آرون کارپ: در مجله واشنگتن کوارتری مورخه 1995 استدلال می‌کند که دوران مسابقات تسلیحاتی متعارف به پایان رسیده است در همان شماره مقاله دیگری حاکی از آن است که بازدارندگی هسته ای و کشتار جمعی در خاورمیانه آغاز شده و علت آن را ناکارآمدی بازدارندگی متعارف می‌داند و از طرف دیگر بازدارندگی هسته ای به فن آوری و کیفیت تکیه کرده است و از هزینه‌های بازدارندگی متعارف می‌کاهد.
برنارد برودی: برودی از جمله رئالیست هایی است که معتقد است سلاح های هسته ای ثبات را به ارمغان خواهد آورد و ابزار مؤثری در بازدارندگی است. به گفته برودی و همکارانش در زمان جنگ سرد نقش برابری در قدرت بازدارندگی میان آمریکا و شوروی، مهمتر از معاهدات کنترل تسلیحاتی در جلوگیری از وقوع جنگ بود.
برودی معتقد است چون در جنگ هسته ای چشم اندازی برای پیروزی کامل هیچ یک از طرفین وجود ندارد، لذا بمب اتمی بیشتر از آنکه بی ثبات کننده باشد با ثبات کننده است و احتمال جنگ هسته ای را کاهش می‌دهد ( قهرمانپور ، 1387 ، 31).
سوزان مالونی: اثر دیگری که در این رابطه به رشته تحریر در آمده، در مجله واشینگتن کوارتری تحت عنوان(آیا ساخت بمب ایران متوقف می‌شود؟) است که می‌گوید تحریم هایی که آمریکا علیه ایران اعمال می‌کند، نتیجه ای در بر نخواهد داشت و نمی تواند ایران را از اهداف هسته ای شدن باز دارد واشینگتن باید با ایران وارد مذاکره شود تا بتواند از اشاعه سلاح ها جلوگیری نماید.
مایکل ت. کلار: در مجله معتبری تحت عنوان «مسابقه تسلیحاتی بزرگ آینده» می‌نویسد کشورهای جنوب شرق آسیا و خاورمیانه به سوی نسل جدیدی از بازدارندگی خواهند رفت و این مسئله به خاطر عدم وجود کنترل تسلیحات منطقه ای و پیشرفت تکنولوژی بوده و امری اجتناب ناپذیر خواهد بود (T.klare , 1993 , 136).
احمدهاشم: وی می‌گوید کشورهای منطقه خاورمیانه برای اینکه در این محیط هرج ومرج به ثبات و امنیت برسند، به انقلاب در امور نظامی روی آورده اند. وی در این رابطه استدلال می‌کند که مسابقات تسلیحاتی در منطقه خاورمیانه در دو بعد انجام می‌گیرد. بعد اول برای بازدارندگی علیه مردم خودشان انجام می‌پذیرد و در بعد دوم بازدارندگی علیه همسایگان خود است. وی می‌افزاید در دهه 1980 این کشورها به شدت به سوی سلاح های کشتار جمعی و برنامه‌های هسته ای شتافته اند.
مجله چین پست می‌نویسد: کشروهای خاورمیانه و کشورهای عربی می‌گویند برنامه‌های هسته ای شان صلح آمیز است، لیکن همه می‌دانند که استدلال آنها به نوعی پژوهش‌های مخفیانه مربوط به سلاح های هسته ای را در بر می‌گیرد. کشورهای عربی سنی مذهب به شدت از این مسئله هراس دارند که ایران به بمب اتم دست پیدا نماید و آنها را در معرض تهدید قرار دهد. لذا این کشورها برای مقابله با این تهدیدات برنامه‌های مخفیانه ای برای تسلیحات اتمی دارند (china post , 2006).
کنث والتز: وی به بازدارندگی هسته ای معتقد است و می‌گوید اشاعه سلاح های تدریجی بر صلح و امنیت بین‌المللی اثر مثبت دارد. البته والتز ادعا نمی کند که سلاح های هسته ای به کار نخواهند رفت، ولی هسته اصلی استدلال وی در این است که تحصیل کشورهای کوچک نیستبلکه این کشورها باید با شیب کند به اتم دست پیدا کنند نه با شیب تند (عسگرخانی ، 1383 ، 120).
گفتار اول: چارچوب نظری (مکاتب موجود در بازدارندگی):
نظریه رئالیسم کلاسیک:
واقع گرایان دولت را بازیگر اصلی صحنه سیاست بین الملل تلقی می‌کند و سایر بازیگران مانند شرکت‌های چند ملیتی و به طور کلی سازمان های غیرحکومتی، در چارچوب روابط میان دولت ها عمل می‌کنند. واقع گرایان ضمن تأکید بر قدرت و منافع ملی بر این اعتقادند که اصولاً از بین بردن غریزه قدرت صرفاً یک آرمان است و مبارزه بر سر قدرت در محیط فاقد اقتدار مرکزی صورت می‌گیرد (قوام ، 1383، 80).
براساس توصیه‌های رئالیزم کلاسیک، کشورها نه تنها نباید سلاح های هسته ای و قابلیت‌های هسته ای خود را کاهش دهند، بلکه باید آنها را حفظ و درحد توان نسبت به افزایش این قابلیتها اقدام نمایند (دریایی ، 1387 ، 108).
رئالیست ها در عرصه روابط بین الملل به سه اصل معتقدند: دولت ها بازیگران اصلی هستند و توجه خود را معطوف قدرت های بزرگ می‌کنند، رفتار قدرت های بزرگ عمدتاً تحت تأثیر محیط بیرونی و ویژگی‌های درونی آنها قرار می‌گیرد؛ و محاسبات قدرت بر تفکر دولت ها حاکم است و دولت ها برای کسب قدرت بیشتر در میان خود رقابت می‌کنند (جی مورگنتا و دیگران ، 1379 ، 154).
رئالیسم کلاسیک عمده ترین دلیل دولت ها برای انجام فعالیت‌های هسته ای و دستیابی به سلاح هسته ای را نگرانی‌های امنیتی آنها می‌داند. محیط بین الملل یک محیط نا امن است. و لذا دولت ها برای تأمین بقای خود باید به یک بازار مطمئن مجهز شوند و آن ابزار، سلاح هسته ای می‌باشد و پیامدهای ناشی از به کارگیری سلاح های هسته ای آن اندازه زیاد است که دولت های دیگر را وادار می‌کند به دولت دارنده سلاح هسته ای حمله نکنند از طرف دیگر با وجود سلاح هسته ای در دست یک دولت، انتقام گیری متعارف از آن دولت دیگر کارآمدی لازم را نخواهد داشت (Nuclear weapons , 2001 , 5) .
دستیابی به سلاح هسته ای، وسیله مطمئنی برای بقا در دنیایی است که در آن امنیت یک کالای کمیاب بوده و دولت ها همواره در معرض تهدیدات ناشی از افزایش قدرت دولت های دیگر و نیات توسعه طلبانه آنها قرار دارند.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید