معاونت پژوهش و فناوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
باياری‌از خداوند سبحان ‌و‌اعتقاد به‌اين‌که ‌عالم محضرخداست ‌و همواره ‌ناظر بر اعمال ‌انسان و به‌منظور پاس داشت مقام بلنددانش ‌و‌پژوهش ‌و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلای فرهنگ و تمدن بشری، ما دانشجويان و اعضاءهيات‌علمی واحدهای‌دانشگاه‌آزاداسلامی متعهد می‌گرديم اصول زيررا درانجام فعاليت‌های پژوهشی مدنظر قرار داده و از آن تخطی نکنيم:
1- اصل برائت: الترام به برائت‌جویی از هرگونه رفتار غیرحرفه‌ای و اعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم و پژوهش را به شائبه‌های غیرعلمی می‌آلایند.
2- اصل رعایت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب‌داری غیر علمی و حفاظت از اموال، تجهیزات و منابع در اختیار.
3- اصل ترویج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج تحقیقات و انتقال آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر از مواردی که منع قانونی دارد.
4- اصل احترام: تعهد به رعایت حریم و حرمت‌ها در انجام تحقیقات و رعایت جانب نقد و خودداری ازهرگونه حرمت شکنی.
5- اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان (انسان، حیوان، نبات) و سایر صاحبان حق.
6- اصل رازداری: تعهد به صیانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان‌ها و کشور و کلیه افراد و نهادهای مرتبط با تحقیق.
7- اصل حقیقت جویی: تلاش در راستای پی‌جویی حقیقت و وفاداری به آن و دوری از هرگونه پنهان سازی حقیقت.
8- اصل مالکیت مادی و معنوی: تعهد به رعایت کامل حقوق مادی و منعوی دانشگاه و کلیه همکاران پژوهش.
9- اصل منافع ملی: تعهد به رعایت مصالح ملی و در نظر داشتن پیشبرد و توسعه کشور در مراحل پژوهش
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد دامغان
دانشکده‌علوم پایه
پايان نامه برای دريافت درجه کارشناسی ارشد در رشته
زیست شناسی علوم جانوری
گرايش (فیزیولوژی جانوری)
عنوان
بررسی نقش گیرنده 5-HT1A بر تقويت پتانسيل های ميدانی شکنج دندانه دار در مدل صرعی کيندلينگ موش صحرایی
استاد راهنما
جناب آقای دکتر محمد محمدزاده
استاد مشاور
جناب آقای دکترغلامحسن واعظی
نگارنده
عاطفه کیانی نژاد
بهمن 93
يرفع الله الذي آمنوا منكم و الذين اوتوالعلم درجات
قرآن كريم
كارشناسي ارشد آقاي / خانم ………………………………………………………………………………………..
با عنوان ………………………………………………………………………………………………………………………………………..
در جلسه مورخ ……………………….. تحت نظارت شوراي پايان نامه متشكل از استادان زير با درجه…………………. و
نمره ……………………….. مورد تأييد قرار گرفت .
1- استاد ( استادان) راهنما : نام و نام خانوادگي ………………………………………………………………. امضاء
2- استاد ( استادان) مشاور: نام و نام خانوادگي ……………………………………………………………….. امضاء
3- داور داخل گروه : نام و نام خانوادگي ……………………………………………………………………….. امضاء
4- داور خارج از گروه : نام و نام خانوادگي ……………………………………………………………………. امضاء
دكتر شهرام رضوان بيدختي
معاون پژوهشي دانشگاه آزاد اسلامي
واحد دامغان

سپاسگزاری
تقدیم به : مقدس ترین واژه ها در لغت نامه دلم، مادر مهربانم که زندگیم را مدیون مهر و عطوفت او می دانم.
پدر، مهربانی مشفق، بردبار و حامی.
همسرم که نشانه لطف الهی در زندگی من است.
با هرچه احترام…
صمیمانه از زحمات بی دریغ جناب آقای دکتر محمد محمدزاده که همواره این شاگرد حقیر را در مسیر نگارش پایان نامه با حمایت های دلسوزانه خویش یاری گر بودند، کمال امتنان و تشکر را دارم، هرچند این چند خط در برابر دریای بیکران علم و اخلاق ایشان قطره ای بیش نیست.
از استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر مهدی صادق بخاطر زحمات و کمک های بی دریغشان سپاسگذاری میکنم.
و همچنین از مشورت های جناب آقای دکتر غلامحسن واعظی و الطاف مشفقانه سرکار خانم دکتر ویدا حجتی برای تمامی لطف و محبت شان در طول این راه متواضعانه کمال تشکر خود را ابراز می دارم.
و از دوستانی که در تمام لحظات یاری گر تلاشهایم بودند.

فهرست مطالب

عنوان صفحه
فصل اول: کلیات
1-1-مقدمه3
فصل دوم:مروری بر مطالعات انجام شده
2-1- صرع7
2-1-1- تقسیم بندی انواع صرع8
2-1-2- مکانیسم های ایجاد صرع9
2-1-3- آناتومی عملکردی صرع لیمبیک10
2-1-4- مدل های آزمایشگاهی ایجاد صرع11
2-2- کیندلینگ11
2-2-1- انواع کیندلینگ12
2-2-2-کیندلینگ پنتیلن تترازول13
2-2-3- تقویت سیناپسی13
2-2-4- تقویت سیناپسی ناشی از PTZ14
2-2-5- مراحل مختلف تشنج های ناشی از کیندلینگ15
2-3- تشکیلات هیپوکمپ16
2-3-1-نقش هيپوكمپ در تشنج17
2-3-1-1-ارتباطات شکنج دندانه دار17
2-3-1-2-شکنج دندانه دار و کیندلینگ18
2-4-نقش نوروترانسمیترها در صرع19
2-4-1- استیل کولین19
2-4-2-نوراپی نفرین20
2-4-3-گابا(GABA)20
2-4-4- اسیدهای آمینه تحریکی21
2-4-5- آدنوزین21
2-4-6- دوپامین22
2-4-7- سروتونین22
2-5- سیستم سروتونرژیک و صرع23
فصل سوم:مواد و روش ها
3-1- آماده سازي مواد و وسايل لازم26
3-1-1- تهيه الكترود26
3-1-2- تهيه كانول26
3-1-3- آماده سازي دارو27
3-1-3-1- داروي مورد استفاده27
3-1-3-2- تهيه دوزهاي مختلف دارو27
3-2- جراحي حيوانات27
3-3- تحريک حیوانات28
3-4- ثبت پتانسيلهای ميدانی29
3-5- روش تزريق دارو29
3-6- کیندلینگ حیوانات بوسیله PTZ30
3-7-گروههای آزمايشی30
3-8- روش تجزيه و تحليل آماري32
فصل چهارم:نتایج
4-1- تأييد بافت شناسی34
4-2- نتایج آزمایش اول35
4-2-1- اثر اعمال تحریک تتانیک بر پتانسیل های میدانی در حیوانات دست نخورده(بدون تزریق PTZ)36
4-3- نتایج آزمایش دوم37
4-3-1- بررسی نقش گیرنده های سروتونین بر اثر بخشی تحریک تتانیک در حیوانات کیندل (با تزریق PTZ)37
4-3-2- بررسی تزریق آنتاگونيست گيرنده ی 5-HT1A سرتونينی ((WAY-100635 با غلظت 5/12 نانومولار بر اثر بخشی تحریک تتانیک در حیوانات کیندل40
4-3-3- بررسی تزریق آنتاگونيست گيرنده ی 5-HT1A سرتونينی ((WAY-100635 با غلظت 25 نانومولار بر اثر بخشی تحریک تتانیک در حیوانات کیندل41
4-3-4-بررسی تزریق آنتاگونيست گيرنده ی 5-HT1A سرتونينی ((WAY-100635 با غلظت 50 نانومولار بر اثر بخشی تحریک تتانیک در حیوانات کیندل43
4-4-مقایسه دوزهای مختلف آنتاگونيست گيرنده ی 5-HT1A سرتونينی (WAY-100635)در اثر بخشی LTP46
فصل پنجم:بحث، نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1- بحث و بررسی48
5-2-نتیجه گیری52
5-3- پیشنهادها53
منابع References54
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
جدول2-1: تقسیم بندی انواع صرع بر اساس نامگذاری مجمع بین المللی مبارزه با صرع9
فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل2-1: جایگاه هیپوکمپ در مغز انسان17
شکل2-2: نمايي از ورودی و خروجی های شکنج دندانه دار.18
شکل2-3: ساختار شیمیایی شماتیک سروتونین23
شکل3-1: نمونه ای از ثبت پتانسيل ميدانی ناحيه شکنج دندانه دار پس از تحريک تک پالس29
شکل3-2: نحوه تزريق دارو به داخل بطن جانبی با استفاده از پمپ تزريق (a) و سرنگ هاميلتون (b)30
شکل3-3: پروتوکل زمانی گروه1(غیرکیندل)از آغاز جراحی تا آخرین ثبت گرفته شده.31
شکل3-4: پروتوکل زمانی گروه2(کنترل کیندل)از آغاز جراحی تا آخرین ثبت گرفته شده.31
شکل3-5: پروتوکل زمانی گروه های 3 ، 4 و 5(گروه های درمان کیندل) از آغاز جراحی تا آخرین ثبت گرفته شده.32
شکل 4-1 : موقعیت شکنج دندانه دار در مغز انسان.34
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار1-2-4 A اثر اعمال تحریک تتانیک بر دامنه اسپایک های تجمعی در گروه1 (غیر کیندل).36
نمودار1-2-4 B اثر اعمال تحریک تتانیک بر شیب پتانسیل های میدانی در گروه1 (غیر کیندل).37
نمودار1-3-4 A اثر اعمال تحریک تتانیک بر دامنه اسپايک های تجمعی در گروه 2(کنترل کیندل).38
نمودار1-3-4 B اثر اعمال تحريک تتانيک بر شیب پتانسیل های میدانی در گروه2( کنترل کیندل).38
نمودار1-3-4 C درصد تغييرات دامنه اسپايکهای تجمعی قبل و بعد ازاعمال تحريک تتانيک در گروه 1و2(غیر کیندل و کنترل کیندل).39
نمودار 1-3-4 D درصد تغييرات شیب پتانسیل های میدانی قبل و بعد ازاعمال تحريک تتانيک در گروه1و2(غیر کیندل و کنترل کیندل).39
نمودار2-3-4 A اثر تزریق آنتاگونيست گيرنده ی 5-HT1A سرتونينی ((WAY-100635 با غلظت 5/12 نانومولار و اعمال تحریک تتانیک بر دامنه اسپایک های تجمعی در گروه 3(WAY12.5).40
نمودار2-3-4 B اثر تزریق آنتاگونيست گيرنده ی 5-HT1A سرتونينی ((WAY-100635 با غلظت 5/12 نانومولار و اعمال تحریک تتانیک بر شیب پتانسیل های میدانی در گروه 3(WAY12.5).41
نمودار 3-3-4 A اثر تزریق آنتاگونيست گيرنده ی 5-HT1A سرتونينی ((WAY-100635 با غلظت 25 نانومولار و اعمال تحریک تتانیک بر دامنه اسپایک های تجمعی در گروه 4(WAY25).42
نمودار 3-3-4 B اثر تزریق آنتاگونيست گيرنده ی 5-HT1A سرتونينی ((WAY-100635 با غلظت 25 نانومولار و اعمال تحریک تتانیک بر شیب پتانسیل های میدانی در گروه 4(WAY25).42
نمودار 4-3-4 A اثر تزریق آنتاگونيست گيرنده ی 5-HT1A سرتونينی ((WAY-100635 با غلظت 50 نانومولار و اعمال تحریک تتانیک بر دامنه اسپایک های تجمعی در گروه 5(WAY50).43
نمودار 4-3-4 B اثر تزریق آنتاگونيست گيرنده ی 5-HT1A سرتونينی ((WAY-100635 با غلظت 50 نانومولار و اعمال تحریک تتانیک بر شیب پتانسیل های میدانی در گروه 5(WAY50).44
نمودار 4-3-4 C در صد تغييرات دامنه اسپایک های تجمعی(PS)گروه های کیندل قبل از تزریق دارو و بعد اعمال تحریک تتانیک.45
نمودار 4-3-4 D در صد تغييرات شیب پتانسیل های میدانی(fEPSP) گروه های کیندل قبل از تزریق دارو و بعد اعمال تحریک تتانیک.45
فهرست علامت‌ها و اختصارها
پتانسیل های پس سیناپسی میدانیField Excitatory Post-synaptic PotentialfEPSPپتانسیل های میدانی تک پالس
Local Field PotentialLFPتقویت سیناپسی طولانی مدتLong Term PotentiationLTPاسپایک تجمعی
Population SpikePSپنتیلن تترازولPentylenetetrazol
PTZ

چکیده
با وجود تحقیقات گسترده در زمینه صرع و تشنج در حدود 75 درصد موارد، دلایل ایجاد تشنج روشن نیست. اما شواهد زيادی وجود دارد که نشان می دهد سيستم سرتونرژيک و تحريک گيرنده های سروتونينی شدت حملات تشنجی را کاهش می دهد و شروع تشنجها را به تأخير می اندازد. با توجه به نقش گیرنده سروتونینی 5-HT1A در فعالیت سیناپسی و در نتیجه اهمیتی که در مدل های تشنجی دارد، از طرفی با توجه به تشابه مکانيسم های در گير در ايجاد حملات تشنجی و تقويت طولانی مدت (Long Term Potentiation; LTP) هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش این گیرنده در تقویت سیناپسی ناشی از پنتيلن تترازول (Pentylenetetrazol; PTZ) است. بنابراين آزمايشات بدين ترتيب طراحی شد:20 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن 320-220 در پنج گروه به صورت تصادفی تقسيم شدند؛ گروه1 (غیر کیندل): بدون هیچ مداخله ای برای جراحی استرئوتاکسیک آماده شدند. پس از قرار دادن الکترودهای تحریک و ثبات در مکان های مشخص شده، به مدت 20 دقيقه ثبت پايه پتانسيل هاي ميداني با تک پالس انجام گرديد. پس از ثبت پتانسيل های ميدانی تحريک تتانيک جهت ايجاد LTP القا شد. پس از اعمال تحريک تتانيک، دوباره ثبت پتانسيل های ميدانی به مدت 20 دقيقه انجام گرفت. گروه 2 (کنترل کیندل): تمام مراحل انجام آزمايش مشابه گروه اول بود با اين تفاوت که حيوانات قبل از جراحی طی دوره يک ماهه تزريق PTZ کيندل شده بودند. گروه 3تا5(گروه های درمان کیندل): مراحل انجام آزمايش مشابه گروه دوم بود با اين تفاوت که آنتاگونيست گيرنده ی 5-HT1A سرتونينی (WAY-100635) با غلظت 5/12، 25 و 50 نانومولار تزريق داخل بطنی می شد. همچنین بعد از تزریق آنتاگونیست و قبل از القای LTP 20 دقیقه ثبت پتانسيل های ميدانی نیز گرفته می شد.بخش اول نتایج نشان داد که تحريک تتانيک شیب پتانسیل های میدانی (fEPSP) و دامنه اسپایک های تجمعی(PS) را به طور معناداری افزایش می دهد. گروه غیر کیندل و کنترل کیندل پس از اعمال تحريک تتانيک به منظور ايجاد LTP به طور معنی داری متفاوت از يکديگر پاسخ دادند (p<0.001). همچنین بخش ديگر نتايج نشان داد که تزريق WAY-100635 (با غلظتهاي 5/12، 25 و 50 نانومولار) در گروه های 3 تا 5 نسبت به گروه 2، fEPSP و PS به طور معناداری کاهش پیدا کرد(p<0.001).نتايج کار نشان داد که القای LTP در حيوانات صرعی در حضور آنتاگونيست سرتونينی 5-HT1A تضعيف می شود به نظر می رسد که آگونيست سروتونينی القای LTP را تقويت و در نتيجه ممکن است در تقويت حافظه و يادگيری افراد صرعی مفيد باشد.
کلمات کلیدی: صرع، کیندلینگ، آنتاگونیست گیرنده 5-HT1A، تحریک تتانیک

فصل اول:
کلیات

1-1-مقدمه
صرع1 یکی از اختلالات رایج عصبی است که دانش بشری در مورد مکانیسم های ایجاد و درمان قطعی آن هنوز ناقص می باشد. از اینرو با استفاده از مدل های آزمایشگاهی ایجاد تشنج، مطالعات فراوانی در حال انجام است.
یکی از مدل های ایجاد تشنج، کیندلینگ است که در آن با تحریک مکرر ناحیه خاصی از مغز در حیوانات آزمایشگاهی تشنج ایجاد می شود. به کمک این مدل آزمایشگاهی می توان نحوه ارتباط بین نواحی مختلف مغزی را بررسی کرد، و نقش داروها و مواد شیمیایی مختلف را بر تشنج ایجاد شده در یک ناحیه مشخص مورد بحث قرار داد.
کیندلینگ بهترین مدل برای ایجاد تشنجات موضعی پیچیده می باشد(ستو و همکاران،21990)؛ در تشنج های موضعی پیچیده منشا ایجاد تشنج معمولا لوب گیجگاهی و سیستم لیمبیک است(گلور3،1992؛ فیشر4،1989). شایع ترین نوع صرع در انسان صرع لوب گیجگاهی5 است(انجل6، 1998). در این نوع صرع هیپوکمپ نقش مهمی در عمومی شدن تشنجات دارد. به علاوه نشان داده شده که در صرع لوب گیجگاهی، فیبرهای خزه ای (آکسون سلول های گرانولی شکنج دندانه دار) به مقدار زیاد شروع به جوانه زدن کرده و لایه های سوماتیک و مولکولی شکنج دندانه دار را عصب دهی می کنند(کوهن7 و همکاران،2003).
در میان نواحی مختلف مغز، شکنج دندانه دار به عنوان بخشی از تشکیلات هیپوکمپ نقش مهمی در صرع لوب گیجگاهی دارد و یکی از نواحی حساس برای ایجاد کیندلینگ است(انج و همکاران8،2006؛ موریموتو و همکاران9،2004). کیندلینگ باعث تقویت مدارهای مهاری و تحریکی در این ناحیه می شود(آدامک و همکاران10،1981؛ دیجنگ و راسین11،1987؛ مارو و گودارد12،1987؛ گیلبرت13، 1991) به طور مثال، نشان داده شده است که کیندلینگ شیب پتانسیل های پس سیناپسی میدانی و دامنه اسپایک های دسته جمعی را افزایش می دهد (روبینسون و همکاران14، 1991؛ روتریچ و همکاران15، 2001).
با وجود تحقیقات گسترده در زمینه صرع و تشنج در حدود 75 درصد موارد، دلایل ایجاد تشنج روشن نیست(زاروسکی و همکاران16،2007). اما شواهد زيادی وجود دارد که نشان می دهد سيستم سرتونرژيک و تحريک گيرنده های سروتونينی شدت حملات تشنجی را کاهش می دهد و شروع تشنجها را به تأخير می اندازد(لازارووا و همکاران17،1979؛ لوسچر و همکاران18،1985؛ یان و همکاران19،1994). در مطالعاتی که در مورد اثر آنتاگونيست گيرنده های سروتونينی صورت گرفت نشان داده شد که آنتاگونيست گيرنده های 5HT2A, 5HT3, 5HT2B,C آستانه تشنجات ناشی از کيندلينگ شکنج دندانه دار را تغيير نمی دهند؛ اما آنتاگونيست گيرنده 5-HT1A شدت تشنجات را افزايش می دهد(واتاناب و همکاران20،2000).
پنتیلن تترازول به عنوان آنتاگونیست گیرنده GABAA، یک ماده شیمیایی تشنج زاست. تزریق متناوب غلظتی از این دارو که در ابتدا به تشنج منجر نمی شود، به عنوان روشی برای تهیه مدل های حیوانی مطالعات مربوط به صرع به کار برده می شود. این ماده شیمیایی تشنج زا، تغییرات بیوشیمیایی ویژه ای در هیپوکمپ به بار می آورد که ماندگار به نظر می رسند(پریسیک و همکاران21،2005).
تحقیقات نشان داده است که مکانیسم هایی که طی ايجاد LTP در سيستم عصبی رخ می دهد، مشابه مکانيسمهایی است که در طی روند ايجاد مدلهای تشنجی صرع (مانند کيندلينگ) بوجود می آيد. از اینرو عده ای از دانشمندان LTP را به عنوان پایه و اساس عصبی پدیده ی کيندلينگ فرض کرده اند. LTP در واقع صورتی از شکل پذیری سیناپسی است که بار اول در هیپوکمپ مشاهده شد و LTP هیپوکمپی در سال های اخیر به عنوان مدل غالب شکل پذیری سیناپسی وابسته به فعالیت در مغز پستانداران مطرح شده است.
با توجه به نقش گیرنده سروتونینی 5-HT1A در فعالیت سیناپسی و در نتیجه اهمیتی که در مدل های تشنجی دارد، از طرفی با توجه به تشابه مکانيسم های در گير در ايجاد حملات تشنجی و تقويت طولانی مدت 22 LTP)) هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش این گیرنده در تقویت سیناپسی ناشی از پنتيلن تترازول23 (PTZ) است.
هدف از طراحی این پژوهش بررسی نقش گیرنده 5-HT1A بر فعاليت سیناپس های ناحیه شکنج دار موش های تشنجی می باشد.
يکی ديگر از اهداف فرعی اين تحقيق بررسی نقش این گیرنده ها بر تشنج است؟
آیا مدت زمان تشنج را کاهش می دهد؟
آیا اثر این گیرنده ها در سيناپس های تشنجی و معمولی متفاوت است؟

فصل دوم:
مروری بر مطالعات انجام شده

2-1- صرع
بقراط اولین بار صرع را یک اختلال مغزی معرفی کرد. صرع یکی از رایج ترین اختلالات عصبی در انسان می باشد، و هنوز روش قطعی درمان آن شناخته نشده است. داروهای ضد صرع موجود فقط در 40 درصد موارد، تشنج را از بین می برند؛ و در بقیه موارد فقط فراوانی وقوع تشنج ها را کم می کنند(جاسپر24،1969). درمان جراحی نیز تنها در صورت تک کانونی بودن صرع قابل استفاده است و عوارض غیر قابل برگشتی را به دنبال دارد. مطابق با آمارهای انجام شده، شیوع صرع در جمعیت انسانی حدود 3% است(بات و گاردینر25،1999).
به طور کلی، به فعالیت الکتریکی غیر طبیعی، همزمان و آشفته دسته ای از نورون ها در مغز تشنج26 گفته می شود. اگر این اختلال باعث تغییری ناگهانی و گذرا در رفتار شخص شود، به آن تشنج می گویند؛ و اگر این حملات تشنجی بدون علل زمینه ای و به طور تکراری رخ دهد، به آن صرع گفته می شود. صرع به اشکال مختلف شامل: آشفتگی در رفتار، حس، حرکت و ادراک دیده می شود. این آشفتگی ها ممکن است با تغییر در سطح هوشیاری همراه باشد(دیروک27،2007).
شایع ترین عواملی که ممکن است در ایجاد صرع دخیل باشند عبارت اند از: کمبود اکسیژن، مننژیت باکتریایی28 ، ضربه های مغزی، تومورهای مغزی29، سوء استعمال داروها یا الکل، عفونت های مغزی و نقایص ژنتیکی می باشد (فیشر،1989؛ نامارا و همکاران30،1980).
شناخت مکانیسم های ایجاد صرع از قدیم یکی از موضوعات مورد تحقیق بشر بوده است. در قدم های اولیه، تغییر در آستانه تحریک پذیری مغز را علت صرع بیان می کردند، اما با پیش رفت تکنیک های دقیق الکتروفیزیولوژی مشخص گردید هنگام بروز صرع، در فعالیت نورون ها یا گیرنده ها و کانال های یونی نواحی خاصی از مغز، اختلال ایجاد می شود. هم اکنون بررسی علل این اختلافات و چگونگی مقابله با آن ها در دست تحقیق می باشد.

2-1-1- تقسیم بندی انواع صرع
به منظور شناخت دقیق تر و درمان بهتر افراد صرعی، بر اساس نوع رفتار تشنجی، صرع را تقسیم بندی می کنند. “مجمع بین المللی مبارزه با صرع31” در سال 1981، بر اساس نشانه های بالینی و الگوهای الکتروانسفالوگرام، صرع را به سه نوع: موضعی32، عمومی33، و طبقه بندی نشده34 تقسیم بندی نمود(دیروک،2007). نزدیک به 60درصد افراد مصروع، صرع موضعی دارند.
در تشنج های موضعی، فعالیت تشنجی از یک ناحیه از مغز یا نیمکره مغزی شروع می شود، که می تواند به صورت عمومی درآید. هنگام بروز این نوع تشنج ها علایم حسی، حرکتی، اتونومیک و یا روانی ممکن است بروز کند. بسته به ناحیه درگیر و شروع کننده یکی از این نوع علایم ظاهر می شوند (گودارد،1967). اولین علامت تشنج های موضعی اورا35 است که یک علامت هشدار دهنده از قبیل احساس ترس یا یک بوی خاص می باشد(نامارا و همکاران،1994).
تشنج های موضعی به دو نوع ساده و پیچیده تقسیم می شوند؛ در صرع موضعی ساده، فرد مصروع هوشیار باقی می ماند و احساس هایی غیرعادی تجربه می کند. برخلاف صرع موضعی ساده، در صرع موضعی پیچیده هوشیاری از دست می رود که بین چند ثانیه تا چند دقیقه طول می کشد، ولی به ندرت احساس هایی غیرعادی تجربه می کند.
در صرع لوب گیجگاهی، که از نوع تشنج های موضعی پیچیده بوده و شایع ترین نوع صرع در بالغین است(رال و اسچلیفر36؛1981)، تشنج به طور ثانویه عمومی می گردد و چون کانون های تشنج در این نوع صرع از ساختمان های لوب گیجگاهی منشا می گیرند، به این نام خوانده می شوند. در بیشتر بیماران مبتلا به صرع لوب گیجگاهی، ساختارهای لوب گیجگاهی میانی از جمله تشکیلات هیپوکمپ، ناحیه تولید کننده تشنجات می باشد(گودارد،1967). این تشنجات درصد زیادی از حملات صرعی را شامل می شوند و غالبا به دارو درمانی مقاوم هستند(نامارا،1994).
تشنج های موضعی در صورتی که به خوبی درمان نشوند به تشنج های عمومی تبدیل می گردند. تشنجات عمومی کانون مشخصی ندارند و نواحی وسیعی از هر دو نیمکره مغزی را شامل می شوند. براساس الگوی رفتاری این نوع حملات به گروه های مختلفی از جمله: صرع کوچک37، تونیک، کلونیک، و تونیک-کلونیک (یا صرع بزرگ) تقسیم می شوند.

جدول2-1: تقسیم بندی انواع صرع بر اساس نامگذاری مجمع بین المللی مبارزه با صرع
Partial
Simple partial
Motor
Sensory
Sensory-motor
Autonomic
Cognitive
Complex partial
Secondary generalized
Generalized
Tonic-clonic (grand mal)
Absence (petit mal)
Myoclonic
Tonic
Clonic
Atonic
Unclassified
تشنجات طبقه بندی نشده آن دسته از تشنجاتی هستند که در هیچکدام از گروه بندی های فوق جای نمی گیرند(رال و اسچلیفر،1981؛ شربورن و کورتیس38،1990) جدول(2-1).

2-1-2- مکانیسم های ایجاد صرع
عوامل متعددی در ایجاد صرع دخیل هستند، که شامل مکانیسم های درون سلولی (مربوط به غشای نورون ها) و مکانیسم های خارج سلولی (مربوط به الکترولیت ها و عوامل خارجی) می باشد. این دو مکانیسم می توانند منجر به تحریک پذیری زیاد نورون های مغزی شده و فعالیتی همزمان و کلیشه ای در این نورون ها ایجاد کنند که به آن ها 39PDS گفته می شود. PDS یک موج دپلاریزه کننده نسبتا بزرگ (20-40mv) و طولانی مدت (100ms) می باشد، که متعاقب آن یک مرحله هیپرپلاریزاسیون دیده می شود.
مرحله دپلاریزاسیون به واسطه فعال شدن کانال های non-NMDA، NMDA و کانال های کلسیمی وابسته به ولتاژ به وجود می آید و مرحله هیپرپلاریزاسیون به واسطه فعال شدن کانال های پتاسیمی حساس به ولتاژ و حساس به کلسیم و نیز کانال های کلری GABA رخ می دهد. کاهش کلسیم مایع بین سلولی مغز و یا افزایش غلظت پتاسیم در آن که ناشی از عملکرد نامطلوب سلول های گلیاست، می تواند منجر به بروز PDS شود (دلگادواسکواتا و همکاران40،1999).
اگر نورون های موجود در کانون تشنج که فعالیت غیر طبیعی دارند، تعدادشان کمتر از هزار عدد باشد، هیچگونه تظاهرات بالینی دیده نمی شود. این فعالیت الکتریکی غیر طبیعی فقط به شکل اختلالاتی در الکترو انسفالوگرامEEG 41 قابل ثبت می باشد.
مهم ترین نشانه الکتروفیزیولوژی صرع، ثبت اسپایک های غیر طبیعی در EEG است.اگر این اسپایک ها در زمان وقوع حملات صرع ثبت شوند به آن ها اسپایک های حمله ای42 و اگر در مراحل بین حملات صرعی ثبت شوند به آن ها اسپایک های بین حمله ای43 گفته می شود. اسپایک های حمله ای همیشه با بروز رفتار تشنجی همراه هستند، ولی اسپایک های بین حمله ای رفتار تشنجی ایجاد نمی کنند.
فرآیند PDS زمینه ساز اسپایک های حمله ای می باشد. منشا PDS و اسپایک های حمله ای ممکن است؛ حذف مهار پیرامونی، افزایش فرکانس پتانسیل های پس سیناپسی تحریکی(EPSP)، افزایش ثابت زمانی در دندریت های نورون های پس سیناپسی، القای میدان الکتریکی، فعالیت گیرنده های (NMDA) و کاهش فعالیت سیستم (GABA) باشد (دلگادواسکواتاو همکاران،1999).

2-1-3- آناتومی عملکردی صرع لیمبیک
منظور از آناتومی عملکردی صرع لیمبیک، تمام مدار های موضعی است که به هنگام ایجاد این نوع صرع باعث شروع، تعدیل، همزمان سازی و انتشار آن به سایر نواحی مغزی می شوند. در انسان صرع لوب گیجگاهی شایع ترین نوع صرع است و منشا آن تمام بافت هایی هستند که در زیر شیار سیلوین44 و در زیر لوب گیجگاهی و آهیانه قرار دارند. این ساختارها شامل هیپوکمپ ، آمیگدال، قشر پاراهیپوکمپ، قشر پیریفورم و دیگر ساختارهای قشر لیمبیک است که منشا صرع لوب گیجگاهی در انسان می باشند(اجمان45،2001؛ اوموری و همکاران46،1999).
حساسیت بخش های مختلف لوب تمپورال به صرع متفاوت است. وایزر47(1987) نشان داد که در لوب تمپورال دو ساختار، کانون اصلی صرع می باشند: یکی آمیگدال و دیگری هیپوکمپ. وی نتیجه گرفت که در 25درصد افراد مصروع کانون صرع در هیپوکمپ، 10% در آمیگدال و 65% در هر دو هسته است(اینتایر و همکاران48،2005).

2-1-4- مدل های آزمایشگاهی ایجاد صرع
مدل های آزمایشگاهی ایجاد صرع باید دارای ویژگی های خاص باشد. چند مورد از این ویژگی ها عبارتند از:
الف) نوع حملات از لحاظ بالینی باید مشابه حملاتی باشد که در صرع انسانی اتفاق می افتد. در انسان حملات موضعی پیچیده از نوع حملات مقاوم به دارو هستند. بنابراین این نوع حملات باید بیشتر مورد مطالعه قرار گیرد.
ب) حملات ایجاد شده باید همراه با تغییراتی در الکتروانسفالوگرام باشد، به طوری که تغییر در الکتروانسفالوگرام را مؤید تظاهرات رفتاری در نتیجه اثر دارو دانست.
ج) داروهای ضد صرعی استاندارد مورد استفاده باید دارای اثرات ضعیف بر حملات باشند. بدین ترتیب می توان اثرات داروهای مختلف را مقایسه کرد. چرا که بعضی از داروها اثر بیشتری از داروهای استاندارد بر روی حملات دارند، و از طرفی می توان از مدل های دیگر جهت مطالعات اثرات ضد تشنجی این دارو کمک گرفت.
د) مدل آزمایشگاهی باید طوری انتخاب شود، که حالت تشنجی برای مدتی باقی بماند تا بتوان اثر داروهای ضد تشنجی را در زمان های مختلف پس از به کار بردن دارو بررسی کرد (لوسچر49،1997).
تا کنون از مدل های شیمیایی و ژنتیکی گوناگونی برای ایجاد تشنج و صرع استفاده شده است. الکتروشوک، مدل های شیمیایی و ژنتیکی ایجاد تشنج و کیندلینگ از مدل های رایج فعلی می باشند. در این میان مدل کیندلینگ بیشترین تشابه را با حالت صرع در انسان دارد، و در آزمایشگاه های تحقیقاتی مختلف به عنوان مدل ایجاد تشنج مزمن مورد استفاده قرار می گیرد.

2-2- کیندلینگ
کیندلینگ50 مدلی آزمایشگاهی برای ایجاد صرع لوب گیجگاهی می باشد. در این مدل، حیوان آزمایشگاهی با محرک ضعیفی که در ابتدا قادر به ایجاد تشنج نمی باشد، در فواصل زمانی مشخصی تحریک می شود و به تدریج و با گذشت زمان، این تحریک ضعیف تشنج ایجاد می کند.
سویلانو و دلگادو51(1961) نشان دادند که تحریک الکتریکی با جریان های پایین به هیپوکمپ باعث یک فعالیت تشنجی پیشرونده می شود(نامارا و همکاران،1980).اولین بار گودارد (1969) به اهمیت این پدیده پی برد و اصطلاح کیندلینگ را، که به معنی شعله ور شدن می باشد، برای این پدیده به کار برد. وی کیندلینگ را به عنوان یک مدل برای صرع زایی، یادگیری و حافظه مطرح کرد. در حین فرآیند کیندلینگ تخلیه های الکتریکی از موضع تحریک به نواحی دیگر در مغز منتشر شده و فعالیت آن نواحی را به گونه ای تغییر می دهد که علائم حرکتی تشنج بوجود می آید. این پاسخ های حرکتی به تدریج عمومی و فراگیر می شوند. اگر تحریکات منحصر به نواحی قشر لیمبیک نظیر آمیگدال یا هیپوکمپ باشد نمی توانند باعث تشنجات کلونیک اندام های جلویی شود و این نشان می دهد که فعالیت تشنجی لیمبیک بایستی از طریق ساختارهای حد واسط به ساختارهایی در مغز دسترسی پیدا کند که به مراکز حرکتی در مغز و نخاع مرتبط است(لوسچر و ابرت52،1996).
کیندلینگ پدیده ای است که در بسیاری از گونه های حیوانی از قورباغه تا بابون دیده شده است. نتایج مشابه نشان داد که این پدیده مخصوص به گونه خاصی نیست. تحقیقات بعدی پایداری روند کیندلینگ را نشان دادند. در این تحقیقات مشاهده شد موش هایی که به مدت 12هفته تحریک شده اند، بعد از هفته دوازدهم با تحریک توسط محرک آستانه ای، تشنج کامل را نشان می دهند. این مطالعات گروه زیادی از محققین را تشویق کرد تا به دنبال پایه و اساس بیوشیمی و الکتروفیزیولوژی این پدیده باشند.
مزایای کیندلینگ نسبت به سایر مدل های آزمایشگاهی ایجاد صرع عبارتند از:(1) قابل مشاهده و ارزیابی بودن روند صرع- زایی53 مزمن؛ (2) قابل کنترل بودن الگوی گسترش و عمومی شدن تشنج و (3) قابل دستکاری بودن دوره های حمله ای، بین حمله ای و پس از حمله ای(موریموتو و همکاران،2004).
احتمال داده می شود مکانیسم های ایجاد کیندلینگ مشابه مکانیسم های ایجاد تشنج در انسان باشد لذا از سال 1969 تاکنون در تحقیقات زیادی از این مدل استفاده شده است(لوسچر،1997).

2-2-1- انواع کیندلینگ
کیندلینگ را بر اساس نوع محرک و نحوه تحریک مغز به سه نوع تقسیم بندی می کنند(نامارا و همکاران،1980).
الف) کیندلینگ الکتریکی: مدلی است که با استفاده از محرک الکتریکی زیر آستانه ای، به صورت موضعی یکی از جایگاه های حساس مغز را به طور مکرر تحریک می کنند.
ب) کیندلینگ متقارن: در این مدل با استفاده از محرک الکتریکی، جایگاه حساس را به صورت دو طرفه تحریک می کنند.
ج) کیندلینگ شیمیایی: که در آن مواد شیمیایی تشنج زا از قبیل پنتیلن تترازول با دوزهایی که در ابتدا تشنج زا نیستند، به طور مکرر به حیوان تزریق می شود. برای کیندلینگ شیمیایی از داروهایی مثل لیدوکایین، بیکوکولین و همچنین اسیدهای آمینه تحریکی نیز استفاده می شود(تراینلیس و همکاران54،1989؛ موریست و همکاران55،1989).

2-2-2-کیندلینگ پنتیلن تترازول
کیندلینگ شيميايی القا شده توسط پنتیلن تترازول، یک مدل شناخته شده ازصرع مزمن است. دراين مدل تزریق مکرر دوز زیر تشنجی پنتیلن تترازول سبب گسترش تشنجات بادوام وتدریجی می شود(روکا و همکاران56،1999). پنتیلن تترازول (PTZ)، همچنین به عنوان مترازول57، پنتترازول58، پنتامتیلن تترازول59 و کاردیازول60 شناخته شده است. پنتیلن تترازول آنتاگونیست غیر رقابتی گابا (گاما آمينو بوتيريک اسيد) است . مکانیسم عمل صرع از پنتیلن تترازول در سطح سلولی نورون ها هنوز نامشخص است. مطالعات الکتروفیزیولوژیک نشان داده اند که با افزایش نفوذپذیری آکسون نسبت به پتاسیم باعث کاهش پتانسیل های عمل می شود و از سویی مطالعات دیگر نشان داده اند که با افزایش جريان سدیمی و کلسیمی منجر به افزایش کلی تحریک پذیری نورون ها می شود.

2-2-3- تقویت سیناپسی
به صورت کلی ارتباط بین نورونها از طریق سیناپس ها برقرار می شود.اگر وضعیت ارتباطی نورون ها در محل برقراری سیناپس دچار تغییر شود به عبارتی اگر ارتباط سیناپسی بین نورون ها قویتر یا ضعیف تر شود به اصلاح می گوییم سیناپس ها دچار شکل پذیری شده اند. این شکل پذیری یک قابلیت ذاتی در بیشتر سیناپس های مغزی بویژه نواحی قشری و هیپوکمپ است و سبب می شود تحریکات عصبی خاص بتوانند وضعیت ارتباطی نورون ها و در واقع شکل سیناپس ها را در جهت تقویت و یا تضعیف ارتباط دو نورون تغییر دهند. شکل پذیری سیناپسی انواع مختلفی دارد و به اشکال گوناگون در مغز رخ می دهد و فرض بر این است که این شکل پذیری اساس مکانیسم های یادگیری و حافظه و ذخیره اطلاعات و تجربیات درمغز است همچنین علت بسیاری از اثراتی مانند صرع است که در مغز ماندگار می شوند. مکانیسم شکل پذیری عمدتا سلولی و ملکولی است به عبارتی وضعیت میکروآناتومی سلول در محل سیناپسی تغییر می کند یا فرآیندهای ملکولی داخل سیتوپلاسم و هسته دچار تغییر می شوند در نتیجه عملکرد و شکل سیناپس تغییر می کند. تقویت طولانی مدت سیناپس ها، تضعیف طولانی مدت سیناپس، عادت کردن و حساس شدن از جمله مدل های ارائه شده برای شکل پذیری سیناپسی می باشند.
LTP نمونه ای از تقویت طولانی مدت سیناپس ها می باشد. به افزایش کارآرایی سیناپسی در اتصال های تک سیناپسیLTP61 گفته می شود که در اثر تحریک گذرای تارهای آوران متعاقب یک تحریک کوتاه با فرکانس بالا روی می دهد(فتح اللهی ،1998،ص125-134). LTP در واقع صورتی از شکل پذیری سیناپسی است که بار اول در هیپوکمپ مشاهده شد و LTP هیپوکمپی در سال های اخیر به عنوان مدل غالب شکل پذیری سیناپسی وابسته به فعالیت در مغز پستانداران مطرح شده است. تمايل هيپوكمپ به شروع تشنج به دليل توانايي آن در ايجاد تقويت سيناپسي طولاني مدت (LTP) مي باشد.
از طرفی به دنبال معرفی تقویت بلند مدت و دستیابی به سرنخی در مورد مکانیسم های مولکولی آن، تحقیقات نشان داد که مکانیسم هایی که طی LTP تجربی به کار گمارده می شوند، ضمن آماده سازی حیوانات مستعد به حملات صرع نیز بسیج می گردند. از اینرو عده ای از دانشمندان LTP را به عنوان پایه و اساس عصبی این پدیده فرض کردند.

2-2-4- تقویت سیناپسی ناشی از PTZ
پنتیلن تترازول به عنوان آنتاگونیست گیرنده GABA، یک ماده شیمیایی تشنج زاست. تزریق متناوب غلظتی از این دارو که در ابتدا به تشنج منجر نمی شود، به عنوان روشی است که برای تهیه حیوانات مستعد به حملات صرعی به کار برده می شود. این ماده شیمیایی تشنج زا، تغییرات بیوشیمیایی ویژه ای در هیپوکمپ به بار می آورد که ماندگار به نظر می رسند(فتح الهی و همکاران،1996) . این ماده در مطالعه پدیده تشنج و شناسایی مواد دارویی موثر در تشنج، مورد استفاده قرار می گیرد. پنتیلن تترازول تقویت سیناپسی ایجاد می کند. در اين راستا نشان داده شده است که در حيوانات کيندل شده توسط PTZ تراکم گيرنده های گلوتامات افزايش می یابد(اسکرودر و همکاران62،1993). همچنين مشاهده شده است که پس از گذشت چندين هفته از گذشت کيندلينگ PTZ رهايش گلوتامات افزايش می یابد(اسکرودر و همکاران،1994). در گزارش ديگری نشان داده شده است که تراکم گيرنده های گابا (GABA) در مغز موش های کيندل شده افزايش می یابد(گتوا و همکاران63 ،1998). تراکم گيرنده های آدنوزينی A1 در آميگدال و CA1 هيپوکمپ به دنبال کيندلينگ PTZ کاهش می يابد(کریمر و همکاران64،2009). در رابطه با تغيير فعاليت و تراکم گيرنده های سرتونينی در حيوانات کيندل شده گزارشات متفاوت و بعضاً متناقضی وجود دارد. به عنوان مثال سیندر و همکاران65(2002) نشان دادند که در موشهای کيندل شده تراکم گيرنده های سرتونينی (5-HT1A) افزايش می يابد. همچنين مشاهده شده است در شکنج دندانه دار به دنبال کيندلينگ PTZ، تراکم گيرنده های سروتونينی افزايش می یابد.

2-2-5- مراحل مختلف تشنج های ناشی از کیندلینگ
به دنبال کیندلینگ شیمیایی و تزريق PTZ مراحل تشنجي در حيوان ظاهر مي شود. اين مراحل به صورت پيشرونده با تکرار تزريقات تا مرحله 5 (آخرين مرحله از درجه بندي راسین) مي رسد(راسین،1972). به بيان ديگر در تزريق هاي اوليه مراحل 1 تا 2 و در تزريق هاي بعدي مراحل بالاتر تشنجي بروز مي کند. اين مراحل عبارتند از:
1- مرحله صفر، بدون هيچ پاسخ
2- مرحله يک، انقباضات عضلاني صورت، گوشها و ويسکرها
3- مرحله دوم، گسترش موج تشنج در سرتاسر بدن، بدون سرپا ايستادن
4- مرحله سوم، ايستادن روي هر دو پا66 توأم با كلونوس اندام جلويي
5- مرحله چهارم، تشنجات تونيک و کلونيک و از دست رفتن تعادل
6- مرحله پنجم، تشنجات تونيک و کلونيک سرتا سر بدن و از دست رفتن تعادل و زمين افتادن [همان رفرنس بالا].
همه این مراحل با کاهش پاسخدهی به تحریکات حسی در مقایسه با حالت بیداری طبیعی است. زمانیکه حیوان مرحله 5 تشنج را نشان می دهد حیوان کاملأ کیندل شده نامیده می شود و پس از رسیدن به این مرحله این



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید